خرید بک لینک

جلد چهارم «من دیگر ما» در مورد بازی و اهمیت بازی برای کودکان است. نگاه اصلی نویسنده این است که پدر و مادر باید خود در بازی سهیم باشند و خطرناکترین کار بیحوصلگی و واسپردن بازی به عهدهٔ فناوریهای جدید مثل تلویزیون و بازیهای رایانهای یا مهد کودکهاست. کتاب بسیار کوتاه است و مفید. خواندنش را توصیه میکنم.


برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:07

«هر چیزی ممکن است»، حتی اینکه وسط خواندن کتاب متوجه بشوی نظم چاپ شمارهٔ صفحات از میانه به هم ریخته است و البته بسیاری از صفحات موجود نیست. یک هفته بعد به سراغ کتابفروشی بارنز و نوبل ردوودسیتی کالیفر

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:07

پدر و پسری در جاده، با پای پیاده، از ترس سرمای ساحل شرقی رهسپار ساحل غربی، با اندکی آذوقه، با خاطرهٔ مادری که تاب این سرنوشت را نداشت و خودکشی کرد، و پدر که تاب دیدن انسان دیگری را ندارد. هر انسان به

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:07

این رمان در سال ۲۰۰۷ در کرهٔ جنوبی منتشر شده است. در سال ۲۰۱۵، دبورا اسمیث مترجم نوپای زبان کرهای ترجمهٔ انگلیسی این رمان را منتشر و سال ۲۰۱۶ این رمان جایزهٔ بخش بینالملل منبوکر را از آن خود کرد.

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:07

جلو نرفت دیگر. به زور به یکچهارم رساندم ولی جلوتر نرفت. به لطف خلاصهها و پیشپردهٔ فیلمش، اصل داستان را میدانم ولی جلو نرفت. میدانم نویسندهاش جایزهٔ نوبل ادبیات گرفته و علاوه بر شاعری، این کتابش

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:07

این کتاب مجموعه مقالات پیوستهٔ بررسی از مرجع رولان طبق کپی رایت بارت (۱۹۱۵-۱۹۸۰) منتقد ادبی قرن بیستم فرانسه است. به نظر میرسد حرفهای این کتاب رنگ کهنگی به خودش گرفته باشد، مانند فرق ادبیات بورژوا و کمونیستی، و آیا ادبیات با

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:07

اورهان پاموک، نویسندهٔ ترکتبار اهل استانبول، استاد پارهوقت ادبیات تطبیقی در دانشگاه کلمبیا و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی در سال ۲۰۰۶ است. کتاب حاضر در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و در فهرست اولیهٔ جایزهٔ بخش بینالمللی منبوکر قرار گرفت. این رمان نسبتاً بلند در مورد زندگی «مِولوت»، دورهگرد بوزافروشی است که در نوجوانی در دههٔ

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

«فکر میکنم ما کوریم ولی نمیبینیم، انسانهای کوری که میبینند، اما نمیبینند.» (ص آخر داستان) بیماری سفید، کوری ناگهان که هم مسری است و هم برخلاف روال عادی کوری، به جای تصویری سیاه، همه چیز سفیدِ مطلق است. مردی کور میشود، به چشمپزشک میرود، چشمپزشک و همهٔ حاضران مطب کور میشوند و کار تا جایی پیش میرود که همهٔ

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

یک هایکوی بلند، در فضایی سرد، تصویرهایی شاعرانه، مکالمههایی شبیه به گفتمگفتاهای شعرهای بلند، داستانی کلاسیک که شباهتی با داستانهای کلاسیک غربی ندارد، از نویسندهٔ ژاپنی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی سال ۱۹۶۸. ظاهراً این کتاب با عنوان «دهکدهٔ برفی» به فارسی ترجمه شده است. شیمامورا مردی است که در سرگردانی درونیاش زن و ب

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

خودِ نویسنده میگوید این یک رمان است اما نه به معنای مرسومش. مجموعه داستان کوتاهی که از قبل به نیت رمان شدن نوشته شده است. حتی داستانها قبلاً در مجلات ادبی منتشر شده است. سبکْ سبکِ داستان کوتاه است اما داستانها به هم پیوسته هستند و شخصیتها همه در شهری ساختگی در ایالت مِین، شمال شرق امریکا نزدیک مرز کانادا، زندگی

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

اولین رمانِ «ویلیام گلدینگ» نویسندهٔ انگلیسی برندهٔ جایزهٔ نوبل در سال ۱۹۸۳ از سه وجه قابل توجه است. وجه اول پیرنگ مرکزی داستان است که به نظرم بسیار جذاب است. بعد از یک سانحهٔ هوایی، تعدادی پسربچه که هیچ کدام به غیر از دو برادر دوقلو همدیگر را از قبل نمیشناختهاند، در جزیرهای ناشناخته و بدون سکنه میافتند. کمک

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

«پاری اوقات که این روزها در آپارتمان تنها هستم، با صدایی نرم و بلند میگویم "مامانی!" و نمیدانم منظورم چیست. آیا دارم مادرم را صدا میکنم یا صدای دخترم بکا را میشنوم، موقعی که بکا نظارهگر برخورد دومین هواپیما به دومین برج بود. به نظرم، هر دو صداست. این داستان من است. و هنوز این داستان داستانِ خیلیهاست. داستان م

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

برای یک رمان با سبک روایت متعارف چند پیشنیاز اصلی وجود دارد. یکیاش شناساندن مکان و زمان در داستان، فضاسازی در صورت تاریخی بودن موقعیت داستان، شخصیتپردازی و داشتن کشش داستانی است. رمان حاضر، نوشتهٔ نویسندهٔ ایرلندی و استاد کنونی دانشگاه کلمبیا، فاقد موارد یادشده است. شخصیت «ایلیس» که برای کار به بروکلین رفته است،

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

نویسنده دنبال رساندن پیامی بوده است. پیامی که در قالبی غریبه ریخته شده تا رسانده شود. لذا بسیاری از کسانی که از پیام مرکزی داستان ناخشنود شدند، تنها به میانهٔ هیجانانگیز داستان که از قضا فیلمش هم ساخته شده است، اشاره کردهاند. این کتاب نوشتهٔ یان مارتل نویسندهٔ کانادایی است که در سال ۲۰۰۱ برندهٔ جایزهٔ منبوکر شد

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

همانطور که از واژهٔ ایالت برمیآید، هر ایالتی در آمریکا در بسیاری از امور قانونی مستقل از دیگر ایالتهای دیگر است. یکی از این امور راهنمایی و رانندگی است. طبق قانون اگر کسی ایالت اقامت طولانیاش را تغییر دهد، باید گواهینامه و پلاک خودرواش را تغییر دهد. ۱ مانده بودم با گواهینامهٔ نیویورک که اواسط سپتامبر ۲۰۱۸ باطل

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

«اینجا ما نمیمیریم، ما خرید میکنیم.» (ص ۳۸) این رمان که در سال ۱۹۸۵ جایزهٔ کتاب ملی آمریکا در بخش داستان را از آن خود کرده است با عناوین مختلف مانند «نویز سفید» و «برفک» ترجمه شده است. البته نمیدانم چرا «برفک» ترجمه شده است. برفک معنای کاملاً متفاوتی چه در ظاهر چه در مضمون با نویز سفید دارد. داندلیلو از پیشر

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:04

صفحه بندی